خط الراس اشتر به جانستون

یه ماه قبل بود که تصمیم گرفتم به همراه دوستم فرزاد سلطانی برای بعد از ماه رمضان یه برنامه خط الراس دیگه بریم. به نقشه نگاه کردم و تصمیم گرفتم یه برنامه یک روزه سرعتی رو برنامه ریزی کنم. انتخاب خودم برنامه خط الراس اشتر (خاتون بارگاه) به خرس چال و در صورت امکان تا سه چال بود. اما با اجرای برنامه متوجه شدیم که این مسیر حداقل یه برنامه دو روزه است. البته قصد ما هم اجرای برنامه روی این خط الراس و صعود قله هایی بود که تا به حال صعود نکرده بودیم بود اونم در قالب یک روزه و تا تعداد ممکن ، چراکه به لحاظ فصل نیز مهرماه اصولا فصل خط الراس نوردی نیست (نبود آب روی خط الراس ،‌هوای سرد ، سنگین تر شدن کوله ،‌کوتاه شدن روز  ) . با فرزاد تصمیم گرفتیم به خاطر اینکه حداکثر استفاده رو از زمان ببریم ، شب به منطقه بریم و در گردنه خاتون بارگاه بخوابیم و اول صبح کارمون رو شروع کنیم. البته به خاطر اینکه میخواستیم سرعتی صعود کنیم و سبک باری مهم بود تصمیم گرفتیم بدون چادر و کیسه خواب شب رو بیتوته کنیم و کت پرهامون رو هم برای خواب و هم به عنوان بادگیر ببریم. چهارشنبه شب من و فرزاد از چهار راه تهرانپارس یا ماشین های خطی (نفری ١٠٠٠ تومان) به فشم رفتیم و از اونجا با یه ماشین دربست (٣٠٠٠ تومان) به گرمابدر رفتیم و اول جاده خاکی پیاده شدیم. هوا مهتابی و با لکه های ابر پراکنده و پر ستاره . منطقه زیبا و پیاده روی من و فرزاد تو اون جاده خلوت و شب پر ستاره و پر سکوت ترکیبی از ترس و زیبایی بود. ساعت ١١ شب به گردنه خاتون بارگاه رسیدیم و به سمت چپ از دامنه بالا رفتیم و در پایین قله یونزا یه جای صاف پیدا کردیم تا شب اونجا بخوابیم. ارتفاع ٣١٠٠ متر بود و باد ملایمی می وزید.

بیتوته با پتویه نجات ، طناب انفرادی و سنگ

بیتوته با پتویه نجات ، طناب انفرادی و سنگ

 هر دو زیر انداز زمستونی آورده بودیم تا شب راحت بخوابیم. فرزاد از تو کولش پتو نجات در آورد تا رو خودش به عنوان پتو بندازه (از همین پتوهای آلمینیوم شکل ۴٠٠٠ تومانی که تا کردن و دو روی طلایی و نقره ای داره) منم دیدم چه فکر خوبی و اتفاقا تو کیسه کمکهای اولیه من هم دارم. منم پتوی نجات رو در آوردم. زیراندازها رو به هم چسبوندیم و فرزاد اول خوابید . من پتو رو روش انداختم  و اونطرف پتو که بیرون بود روش سنگ چین کردم تا باد بلند نکنه. سمت خود رو هم پتوی خودم رو سنگ چین کردم. برای اینکه باد از وسط پتو هامون را بلند نکنه با طناب انفرادی روی پتوها رو هم مهار کردم . خیلی خوب شده بود و داخل خیلی راحت و گرم بود خودم هم فکر نمی کردم بدون کیسه خواب و چادر و فقط با زیر انداز خوب، کت پر معمولی (از این ١٠ هزار تومنی ها که من و فرزاد از بازار دست دوم خریده بودیم - همون باغچه اگه بلد باشید) و یه پتو نجات ۴ هزار تومنی انقدر راحت بتونم بخوابم. راستی کفشهامون رو هم در آوردیم و کوله هامون رو خالی کردیم و پاهامون رو هم تو کوله هامون کردیم یه بیواک که عالی جواب داد اونم تو ارتفاع ٣١٠٠ . دستکش و کلاه ضد توفان هم که برای برنامه آورده بودیم موقع خواب خیلی بدرد میخوره اونم به این شیوه.

دماوند - صبح زود

فرزاد

 

صبح ساعت ۵:١٠ دقیقه فرزاد رو بیدار کردم و شروع کردیم به جمع و جور کردن کوله هامون. ساعت ۵:۵٠ به سمت اولین قله خط الراس یعنی قله اشتر حرکت کردیم. دماوند پشت سرمون تازه داشت از خواب بیدار میشد و ابر چتری خوشگلی که اول روی اون بود با روشن شدن هوا کاملا از بین رفت و قله پوشیده از برف اون آدم رو قل قلک میداد.

فرزاد از کل خط الراس فقط برج رو صعود کرده بود و من به غیر از برج ، جانستون رو هم صعود کرده بودم و بقیه قله ها برامون بکر و تازه بود. قبل از برنامه قله هایی رو که سر راه مون بود با استفاده از نقشه های مختلف روی جی پی اس علامت گذاری کرده بودم . ارتفاع هایی که از این به بعد میگم بر اساس جی پی اس خودم هستش .

به سمت قله اشتر

قله اشتر

خط الراس خاتون بارگاه

جاده خاکی گرمابدر به دشت لار

 

ساعت ٨:١٠ به قله اشتر به ارتفاع ٣۶٨١ متر رسیدیم. با فرزاد قرار گذاشتم که استراحت های ما بیشتر از ١٠ دقیقه نشه . صبحانه مختصری خوردیم و روی خط الراس برای زیارت بقیه قله ها حرکت کردیم.

نمای پشت سر و فرزاد

قله سنگی اول خاتون بارگاه و قله سنگی انتها خرسنگ

قله خاتون بارگاه همراه با سنگ نوردی

قله بعدی خاتون بارگاه بود. خاتون بارگاه رو به ارتفاع ٣٨۵۴ متر در ساعت ١٠:٢۵ صعود کردیم. مسیر از اشتر به خاتون بارگاه طولانی ولی خیلی خوبه و خود قله خاتون بارگاه رو باید با دست به سنگ شدن صعود کنید که تو عکس هم مشخصه.

خرسنگ

من و فرزاد روی قله خرسنگ

نمای ادامه خط الراس و گردنه ورزآب در انتها

سمت راست لالون و سمت چپ آب نیک

خرسنگ رو به ارتفاع ٣٩۵٠ متر در ساعت ١١:٣٠ صعود کردیم . پرچم باشگاه اسپیلت روی قله بود و تصمیم گرفتیم روی قله یه عکس دو نفری بگیریم.

گردن لاری گردن و خرسنگ شمالی

بعد از خرسنگ یه قله دیگه است به ارتفاع ٣٩۴٠ متر که اسمش رو نتونستم پیدا کنم و این قله به قله خرسنگ شمالی به وسیله گردنه لاری گردن وصل میشه. این گردنه تا ارتفاع ٣٧٠٠ متری پایین میره و به قله خرسنگ شمالی متصل میشه

ادامه خط الراس به سمت جانستون

خرسنگ شمالی رو به ارتفاع ٣٨٠٣ متر در ساعت ١٢:٣۵ صعود کردیم.

از این موقع ها بود که دو تا اتفاق جوی شکل گرفت . اولی باد شدیدی شروع به وزیدن کرد که تا پایان کار با همین شدت ادامه داشت و بعضی وقتها به قدری شدت داشت که آدم رو یه هولی هم میداد . اتفاق دوم که خیلی جذاب و در عین حال عجیب بود تشکیل ابرهای آلتو کومولس به تعداد زیاد و اندازه های مختلف در آسمون بود . این ابر همون ابر چتریه که دوست داریم روی قله دماوند ببینیم و اتفاقا صبح خیلی زود هم روی قله دماوند بود و با اولین اشعه های خورشید از بین رفته بود .

آلتوکومولوس

آلتوکومولوس

آلتوکومولوس

 حالا تنوع و تعداد این ابر در آسمون جشنواره ای از ابر آلتوکومولوس  برپا کرده بود که منم از چندتا شون عکس گرفتم . اگه خواستید راجع به انواع ابرها و خواص شون بیشتر بدونید تو قسمت آموزش یه مقاله در این رابطه گذاشتم.

جانستون

به سمت جانستون

قله بعدی ما جانستون بود که اون رو به ارتفاع ٣٩۴٢ در ساعت ١:۴٠ صعود کردیم. یه نکته مسیر این بود که از قله خاتون بارگاه به بعد مسیر ما خیلی جاها دست به سنگ می شد و باعث میشد انرژی و وقت بیشتری رو برای مسیر صرف کنیم. این مطلب از خرسنگ شمالی تا جانستون و اونجور که مشخص بود تا قله های وزوا ها با شدت خیلی بیشتری ادامه داشت به خصوص رسیدن به قله جانستون پیر آدم رو در میاره . یه جورایی من و فرزاد رو به یاد صعود قله یخچال تو برنامه خط الراس کلون بستک به آزادکوه انداخت.

اینجا بود که  من و فرزاد تصمیم گرفتیم برنامه رو بیشتر ادامه ندیم و با توجه به اینکه باید چند ساعتی رو صرف رسیدن به جاده بکنیم و مسله تاریکی زودهنگام هوا رو تو این فصل داریم به سمت آب نیک از خط الراس پایین بیایم.

٢٠ دقیقه ای روی قله استراحت کردیم و خودمون را تقویت کردیم. در مجموع ما ٣ بار در مسیر استراحت داشتیم و بیشتر از استراحتهای چند ده ثانیه ای تا یکی دو دقیقه ای برای جا اومدن نفس و پایین اومدن ضربان قلب در حین حرکت استفاده می کردیم.

تنگ آب نیک و غار بیوک (با فلش مشخص شده)

حدود یک ساعت و نیم طول کشید که ما به رودخانه آب نیک رسیدیم در نزدیکیهای غار بیوک. اونجا هم استراحتی کردیم و از آب چشمه های متعددی که به رودخانه پر آب این دره میریخت حسابی خوردیم. عجیب بود که تو این فصل و در این سال خشکسالی از گوشه و کنار این دره آب در میومد و به رودخانه میریخت.

یه نکته دیگه این بود که ما در سرتاسر مسیر هرجا موبایل هامون رو چک کردیم آنتن نداشتیم. کنار رودخانه آب نیک که نشسته بودیم یه چوپان سوار بر الاغ به ما رسید و کلی تعارف کرد که پیشش بریم و خیلی مهمون نواز بود که البته ما فرصت نداشتیم . تو همین حین که با ما حرف میزد موبایلش زنگ زد و شروع کرد به صحبت کردن من با تعجب موبایل خودم رو روشن کردم و دیدم هیچ آنتنی نیست! چوپانه به ما گفت که اونم آنت نداره اما جالب اینجاست که بقیه میتونن با این منطقه تماس برقرار کنند ولی از اونجا نمیشه با کسی تماس گرفت . خیلی جالب بود برام و خیلی هم نکته مهمی بود که ممکنه جون خیلی ها رو نجات بده. پس اگه تو این منطقه ها نیاز به کمک داشتید و موبایل آنتن نمیداد احتمال اینکه از اون سمت بشه با ما تماس گرفتد خیلیه و میشه هر چند وقت یه بار موبایل رو روشن کرد.

به محض تاریکی هوا من و فرزاد آب نیک بودیم و با یه ماشین دربست (٣٠٠٠ تومان) به فشم برگشتیم و با خط های فشم به تهران پارس رسیدیم.

روستای آب نیک

خیلی برنامه خوبی بود به خصوص شب خوابیدنمون و اون همه ستاره که آدم نگاهشون که میکرد ... من چند بار شهاب هایی اون شب دیدم که له لحاظ روشنایی و بزرگی تا حالا ندیده بودمشون. اولیشو که دیدم باور کنید انقدر بزرگ و به نظر نزدیک بود که فکر کردم هواپیمایی چیزی سقوط کرد و الان باید یه صدای انفجار هم بشنوم و ترسیدم. جای همتون خالی. واقعا شب خوابیدن بدون چادر زیر آسمون پر ستاره رو خدا نصیب همتون کنه .راستی تو خط الراس عقاب ، قرقی ، یه دسته کبک ، جای پای بزکوهی و جای پای خرس دیدیم که خیلی لذت بردیم.

یه نکته خیلی مهمه دیگه اینکه اگر برنامه دو روزه باشه احتمال اینکه بتونید یکی دو روز دیگه برنامه رو در زمان اجرا ضافه کنید خیلی زیاده اما تو برنامه یه روزه تقریبا غیر ممکنه و به لحاظ تجهیزاتی که میبریم باید به موقع برنامه رو تموم کنیم یا پایان برنامه رو اعلام کنیم تا دچار مشکل نشیم به خصوص در ۶ ماه دوم سال و اویل بهار.

/ 13 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نشااط کوهستان - ستوده

سه شنبه 23 مهر1387 ساعت: 18:50 توسط:توحید نوروزی سلام استاد. مطلب و عکس فوق العاده بود. منبع اون کجاست ؟ دست شما درد نکنه . سلام دوست عزیزم اون عکس رو از منبع زیر استفاده کردم http://www.irankouh.com/index.asp?art=76 با تشکر از توجه شما من به داشتن دوستان خوبی مثل شما افتخار می کنم که با دقت تمام مطالب نشاط کوهستان را پیگیری می نماید . . در نبرد بین انسان های سخت و روزهای سخت ، این انسان های سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت

در جستجوی سختی

سلام بر آقا توحید[بغل] امیدوارم که حالت خوب باشه و به امید روزی که بتونید دوباره این خط الراس رو کاملا پیمایش کنید.[چشمک] و یه چیز دیگه اگه قرار بود که این قله به این سادگی صعود بشه که دیگه بهش جانستون نمی گفتن[هورا] و تازه شما شانس آوردین که با یه چوپان برخوردید. ما توی راه برگشت به چهار تا سگ گردن کلفت برخوردیم[نیشخند] در ضمن شماره موبایلی که به من دادی اشتباه بود.[سوال] و در آخر با یه آدرس جدید در خدمت شما هستم.

تازه کار

سلام دوست عزیز تشکر بابت لطفی که کردی. حتما یه سری می زنم. مخصوصا برای شستشو فکر نمی کردم کت پر رو توی ایران هم بشورن. آخه پر ها جمع می شن.

رضا اقایی .اصفهان.

سلام توحید عزیز .ما هر روز که می ایم سر کار اول یک سری به بلاگ شما می زنیم تا کمی به خود بیایم و ببینیم که باید برای برنامه های خوب .هم تلاش خوبی کرد هم اطلاعات خوبی داشت .حتما در کنار شما کوهنوردی کردن تجربه های خوبی بدست می یاد.امید است یک روز در برنامه ای سبک بتونم در کنار شما کسب تجربه کنم. رضا..اصفهان

محمد

خوش به حال شما ارزوی ی همچنین سفرهایی را دارم

محمد

خوش به حال شما ارزوی ی همچنین سفرهایی را دارم

نیما

سلام آقا توحيد گزراش عالي اي بود. تمام گزارش رو خط به خط خوندم و لذت بردم و از اطلاعاتش استفاده كردم. اطلاعات مسير، ارتفاع قله ها و همينطور شب خوابي بدون كيسه خواب و چادر! جالب بود. مانا باشيد

جواد بلبلي

سلام پسر واقعا لذت بردم از اين برنامت، هر چند اين جاهايي كه ميگي اصلا نمي دونم كجاست. خيلي دوست دارم اگه اومدم تهران حتما ملاقاتت كنم . موفق باشي راستي وبلاگتم عاليه ،چيزايي كه تو ذهنم بود و پاسخ هاش و پيدا نمي كردم اينجا يافتم...

پس خرسنگش کو